السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

83

تفسير الميزان ( فارسي )

بحث روايتى در كشاف در ذيل آيه * ( « أفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى . . . » ) * روايت كرده كه عثمان مال خود را در راه خير انفاق مىكرد ، عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح برادر رضاعيش به او گفت : اينطور كه تو گرفته اى بيم آن هست كه مالى برايت نماند . عثمان گفت : من خطايا و گناهانى دارم ، مىخواهم با اين عمل خود رضاى خدا را جلب كنم ، اميد عفو او را دارم . عبد اللَّه گفت : تو اين ماده شتر خود و بارش را به من بده ، من همه گناهانت را به عهده مىگيرم ، عثمان هم همين كار را كرد و چند نفر را شاهد معامله گرفت ، و از آن پس ديگر در راه خير چيزى نداد ، بدين مناسبت بود كه آيه مورد بحث نازل شد . و معناى جمله « تولى » اين است كه در روز احد مركز را ترك كرد . بعد از آنكه اين آيات نازل شد ، عثمان بهتر و بيشتر به عمل خير خود برگشت « 1 » . مؤلف : صاحب مجمع البيان « 2 » اين قصه را نقل كرده و روايت آن را به ابن عباس و سدى و كلبى و جماعتى از مفسرين نسبت داده ، ولى در اينكه جمله « تولى » مربوط به جنگ احد باشد ، با اينكه اين سوره در مكه نازل شده جاى خدشه و نظر است . و در الدر المنثور است كه فاريابى ، عبد بن حميد ، ابن جرير ، ابن منذر و ابن ابى حاتم از مجاهد روايت كرده‌اند كه در تفسير آيه * ( « أفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى » ) * گفته : اين آيات راجع به وليد بن مغيره است كه نزد رسول خدا ( ص ) و ابو بكر مىآمد و به گفتگوى آن دو گوش مىداد ، و منظور از اعطاء همين گوش دادن است ، و منظور از جمله « و اكدى » اين است كه وليد اين عطاى خود را ترك كرد ، آن وقت اين جمله نازل شد : * ( « أعِنْدَه عِلْمُ الْغَيْبِ » ) * مىگويد : منظور از غيب ، قرآن است ، آيا در آن باطلى ديده ، و در اثر آمد و شدش به حضور پيامبر و ابو بكر چنين ديدى پيدا كرده ؟ « 3 » . مؤلف : خواننده عزيز توجه دارد كه ظاهر آيات مورد بحث به هيچ وجه با آنچه در اين روايت آمده تطبيق نمىكند ، و اين هم روايت شده كه آيات در باره عاص بن وائل ، و در روايتى ديگر در باره مردى كه نامش را نبرده نازل شده است « 4 » . و در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى » ) * مىگويد امام فرموده : يعنى

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 427 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 178 . ( 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 129 .